چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم زیر پامال کبود سم مرکب ها، نه به روی دست ملائک بدنت را دیدم گرچه نشناختمت وقت عبور از گودال عمه میگفت تن بی کفنت را دیدم گیسویت بر سر نی شعر غریبی میخواند زلف خونین شکن در شکنت را دیدم… بیشتر »
آرشیو برای: "شهریور 1398, 13"
چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم زیر پامال کبود سم مرکب ها، نه به روی دست ملائک بدنت را دیدم گرچه نشناختمت وقت عبور از گودال عمه میگفت تن بی کفنت را دیدم گیسویت بر سر نی شعر غریبی میخواند زلف خونین شکن در شکنت را دیدم… بیشتر »
بعد از کشیدن جزء جزء کــربـلا حالا نوبت به رنگ زدن خدا می رسد از بین رنگها انتخاب می کند سرخی را برای محاسن حسین و سفیدی را برای موی زینب. بیشتر »
